ادبیات،شعر،عرفان ،زبان فارسی

ادبیات وزبان فارسی وگویشهای ایرانی باید زنده بمانند ،چون بالندگی هرکشوری به زبان آن کشور وابستگی دارد. حفظ زبان حفظ هویت ملی است.

ادبیات،شعر،عرفان ،زبان فارسی

ادبیات وزبان فارسی وگویشهای ایرانی باید زنده بمانند ،چون بالندگی هرکشوری به زبان آن کشور وابستگی دارد. حفظ زبان حفظ هویت ملی است.

صاحب این وبلاگ دکتراحمدرضانظری چروده عضوهیات علمی دانشگاه آزاد بادرجه استادیاری دررشته زبان وادبیات فارسی هستم.

آخرین نظرات
نویسندگان

دستور زبان فارسی و علم معانی « ندا و منادا » جایگاه
حسین آقاحسینی∗، محبوبه همتیان∗∗
و زهره مشاوری ∗∗∗
چکیده
یا « ند ا » از نوع انشاء طلبی شمرده شده است و به صرف ذکر حرف « جملههای ندا » در همه کتابهای بلاغی عربی و فارسی
در یک جمله، آن را انشاء طلبی به شمار آورده و دارای معانی و مقاصد « ندایی » و یا وجود آهنگ و لحن « ندا و منادا » حرف
ثانوی دانستهاند. مبحث ندا در زبان، موضوعی قابل تأمل است و با بررسی شواهد مشخص میشود، ندا اقسامی دارد که
نمیتوان برای همة آنها حکم واحدی صادر کرد؛ زیرا هر کدام ویژگی های خاصی دارد که هم از جهت قواعد دستور زبان
فارسی و هم از جهت مقاصد ثانوی نیازمند تأمل و بررسی است. در این گفتار ابتدا اقسام ندا با تکیه بر دستور زبان فارسی
دستهبندی میشود و با توجه به ویژگی های هر یک پیشنهادهایی در این تقسیم بندی مطرح میگردد؛ سپس با توجه به با ر
معنایی هر یک دربارة مقاصد ثانوی آن نیز مطالبی ارائه میشود. در این مقاله کوشش شده است به پرسشهای زیر پاسخ
مناسبی داده شود.
که برای ندا به کار میرود همواره حرف ندا به شمار میآید؟ « ا» و « یا » ،« ای» -1 آیا حروفی مانند
-2 آیا در زبان فارسی اقسام متفاوتی برای منادا وجود دارد؟
دارای مقاصد ثانوی است یا این مقاصد بر اساس « منادا » و « ندا » -3 آیا براساس تعریف ندا در کتب بلاغی، همواره لفظ
جملات پس از ندا مشخص میشود؟
کلید واژه ها: بلاغت، معانی، انشاء طلبی، جملة ندایی، ساختار دستوری، معانی ثانوی
مقدمه
در بسیاری از کتاب های بلاغی، جملههای ندایی برای طلب اقبال و توجه مخاطب تعریف شده و مثال هایی برای ندا با حروف مختلف
آمده است. در این کتاب ها ذکر شده است که گاهی ندا در غیر ندا استعمال میشود و گاه مقاصد بلاغی و اغراض خاصی دارد که در
تستعمل صیغه فی » کتاب هایی چون التلخیص، مطول، مختصر، هنجار گفتار، معالمالبلاغه، و دررالادب از این معانی ثانوی با تعبیرهای
112 ) یاد شده است و در کتاب های جدیدتر چون طراز : تقوی، 1363 ) « استعمال ندا در غیر ندا » 172 ) یا : قزوینی، 1350 ) « غیر معناه
در ندا گاه مقاصد بلاغی و » : سخ ، ن معانی و بیان علوی مقدم و اشرف زاده، معانی و بیان جلیل تجلیل و امثال آن، این گونه آمده است
114 ) و مانند سایر اقسام جمله برای آن معانی مجازی، مقاصد بلاغی یا اغراض : صادقیان، 1382 ) « اغراض خاصی دیده میشود
h.aghahosaini@gmail.com ∗ استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
∗∗
m.hemmatiyan@gmail.com دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
∗∗∗
z.moshaveri@gmail.com دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
92/5/ 91 تاریخ پذیرش: 13 /4/ تاریخ وصول: 30
فنون ادبی (علمی- پژوهشی)
دانشگاه اصفهان
1- سال ششم، شماره 2، (پیاپی 11 ) پاییز و زمستان 1393 ، ص


مقدمه
در بسیاری از کتاب های بلاغی، جملههای ندایی برای طلب اقبال و توجه مخاطب تعریف شده و مثال هایی برای ندا با حروف مختلف
آمده است. در این کتاب ها ذکر شده است که گاهی ندا در غیر ندا استعمال میشود و گاه مقاصد بلاغی و اغراض خاصی دارد که در
تستعمل صیغه فی » کتاب هایی چون التلخیص، مطول، مختصر، هنجار گفتار، معالمالبلاغه، و دررالادب از این معانی ثانوی با تعبیرهای
112 ) یاد شده است و در کتاب های جدیدتر چون طراز : تقوی، 1363 ) « استعمال ندا در غیر ندا » 172 ) یا : قزوینی، 1350 ) « غیر معناه
در ندا گاه مقاصد بلاغی و » : سخ ، ن معانی و بیان علوی مقدم و اشرف زاده، معانی و بیان جلیل تجلیل و امثال آن، این گونه آمده است
114 ) و مانند سایر اقسام جمله برای آن معانی مجازی، مقاصد بلاغی یا اغراض : صادقیان، 1382 ) « اغراض خاصی دیده میشود
h.aghahosaini@gmail.com ∗ استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
∗∗
m.hemmatiyan@gmail.com دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
∗∗∗
z.moshaveri@gmail.com دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
92/5/ 91 تاریخ پذیرش: 13 /4/ تاریخ وصول: 30
فنون ادبی (علمی- پژوهشی)
دانشگاه اصفهان
1- سال ششم، شماره 2، (پیاپی 11 ) پاییز و زمستان 1393 ، ص 14
2 / فنون ادبی، سال ششم، شماره 1، ( پیاپی 10 ) بهار و تابستان 1393
خاصی ذکر شده است؛ مثل بیان تحسر و اندوه، بیان تعجب، ملامت و ... که مباحث مربوط به آن بهتفصیل در کتاب های معانی آمده -
است.
با حرف ندا، طلب توجه مخاطب را » : در این میان، تنها در کتاب معانی شمیسا در ذیل بحث جملههای انشایی ای نگونه آمده است
.(136 : شمیسا، 1379 ) « به خود میکنیم و ندا در همة جملات دیده میشود ...، اما معمولاً ندا در جملههای پرسشی و امری است
ندا حکم مخصوصی ندارد و » : شمیسا سپس در خصوص مقاصد ثانوی که ممکن است از جملههای ندایی برداشت شود، آورده است
همان). ) « معانی مجازی هر سه نوع جمله را میتوان در مورد جملاتی که مشتمل بر حرف نداست ذکر کرد
گرچه این دیدگاه نسبت به دیدگاه دیگران جدید و قابل توجه است، پس از بررسی جملههای ندایی، در میان این جمله ها انواعی
دیده میشود که از دیدگاه دستور زبان و نیز گاهی از جهت مقاصد ثانوی کاملاً متفاوت است.
منادا در دستور زبان فارسی
یکی از مباحث دستور زبان فارسی است که در کتاب های دستور، گاهی به عنوان یکی از نق شهایی که اسم میپذیرد (انوری - « منادا »
77 ) و گاه در : 44 ) و گاه در بحث اصوات یا شبه جملهها (شریعت، 331:1375 و خانلری، 1382 : گیوی، 120:1375 و پنج استاد، 1378
و الفی که به آخر « یا » ،« ای» مبحث حروف (خیامپور، 126:1384 ) مطرح شده است. آشکارترین نشانههای منادا حروف نداست؛ مانند
اسم الحاق میشود. نشانة دیگر تشخیص آن نیز که البته نشانهای ش 7نیداری است، تغییر آهنگ کلام است.
تعریف منادا نزد دستوریان بر چند محور زیر استوار است:
-1 اسمی است که مورد خطاب قرار گرفته است: ای علی.
-2 گاه غیرشخص را که قابلخطابکردن نیست، منادا قرار میدهند: ای گل.
را به همراه دارد. این نشانه گاه حذف میشود و تغییر آهنگ کلام « ای، یا،...و الف » -3 معمولاً منادا یا جملة ندایی نشانه یا نقش نمای
از آن نیابت میکند.
-4 منادا ممکن است ساده یا مقید باشد : ای خدا – ای خدای مهربان.
-5 گاهی منادا حذف میگردد.
جدول ( 1) وجوه مختلف تعریف منادا را در برخی کتاب های دستور به اجمال مینمایاند:
نام کتاب و
نویسنده
تعریف منادا
نشانه های
ای،یا،ایا،تکیه
اسم
بودن
غیر شخص
بودن
حذف منادا
(مثلاً آن
که)
ساده یا
مقید
بودن
در حکم
جمله
بودن
منادا
حذف
حرف ندا
منادا
قرار
گرفتن
ضمیر
طالقانی * * * * *
پنج استاد * * * * *
وحیدیان * *
مشکور * *
خطیب رهبر * *
انوری -گیوی *
در دستور زبان فارسی و علم معانی / 3 « ندا و منادا » جایگاه
فرشیدورد * * *
بصاری * * * * *
خیامپور * * *
عماد * * *
( جدول ( 1
چنان که در جدول ( 1) مشاهده میشود، مطلبی که همة دستوریان بدون استثنا دربارة منادا ذکر کردهاند، نشانههای منادا یا حروف
نداست. پس از آن بیشتر نویسندگان به اسم بودن منادا اشاره کردهاند. مورد خطاب قرار گرفتن غیر شخص، ساده یا مقید بودن منادا،
حذف منادا و در حکم جمله بودن منادا نیز از مواردی است که در برخی کتا بها مطرح شده است.
به عبارت دیگر، هر یک از این وجوه در یک یا چند کتاب مطرح شده است و دیگران بدان نپرداختهاند و این نشان می دهد که
دستورنویسان در این موضوع متفقالقول نیستند و همین مطلب تعاریف بیشتر کتاب ها را از جامعیت و مانعیت انداخته است.
تعریف پیشنهادی منادا
منادا اسمی است که مورد خطاب قرار میگیرد؛ خواه » : اگر بخواهیم تعریفی از تلفیق همة این تعاریف به دست آوریم میتوان گفت
و مترادف های آن « ای» این خطاب، حقیقی (خطاب به انسان) باشد و خواه مجازی (خطاب به غیرانسان). نشانة لفظی منادا در جمله
است که گاه این نشانه ها حذف میشود و تغییر آهنگ کلام جایگزین آن میگردد. منادا (و به عبارت دقیقتر هستة منادا) ممکن است
«. محذوف باشد
اقسام منادا
بنابر تعریفی که از منادا ارائه شد، گاهی منادا در جمله حذف می شود. حذف منادا از جمله مباحثی است که دستوریان بدان کمتر توجه
کرده اند. در این مقاله به دلیل اهمیت این بحث، در یک نگاه کلی ابتدا منادا به دو بخش مذکور و محذوف تقسیم می گردد؛ سپس
ساخته می شود؛ « ای» اقسام فرعی دیگر در ذیل هر بخش مطرح می شود. البته در این نوشتار بیشتر نداهایی مورد نظر است که با حرف
بنابراین اقسام منادا را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد:
-1 منادای مذکور
هرگاه منادا در جمله ذکر شود، یکی از انواع زیر خواهد بود:
-1-1 اسم صریح
منادا گاهی اسم صریح است که شامل اسم عام و خاص، ذات و معنی، جامد و مشتق، مصغّر، مفرد و جمع، بسیط و مرکب (رک.
37 ) می شود، مانند: -34 : خیامپور، 1384
ای صاحب کرامت ! شکرانة سلامت
روزی تفقدی کن درویش بینوا ر ا
(198 : (حافظ، 1369
در این گونه موارد، که حرف ندا با اسم خاص افراد یا اسم عام همراه میشود و به صورت اسم ممدوح، اسم خود شاعر یا
خطاب های ای یار، ای دل و امثال اینها میآید، اشکالی در شناخت منادا وجود ندارد و حرف ندا و منادا در جمله کاملاً واضح است .
مانند ابیات زیر:
ببخشا، ای پسر! برمن ببخشا
مکش در عشق خیره چون منی ر ا
(67 : (رودکی، 1373
4 / فنون ادبی، سال ششم، شماره 1، ( پیاپی 10 ) بهار و تابستان 1393
ای چراغ دل! نمیدانی که اندر وصل و هجر
دوزخ بی مالک و فردوس بی رضوان تو راست
(812 : (سنایی، 1380
ای نگار دلبر زیبای من!
شمع شهر افروز شهر آرای من
( (همان، 976
-2 اسم کنایه -1
منادا گاهی نیز اسم کنایه است. طبق نظر خیامپور اسم کنایه به سه قسم ضمیر، مبهمات و اسم استفهام منقسم میشود اما معمولاً تنها
قسمی از اسماء کنایه که منادا قرار گرفته است، همان ضمیر است. مانند:
ای تو شیری در تک این چاه فرد
نقش چون خرگوش خونت ریخت و خورد
(63 : (مولوی، 1373
باغ چه بود؟ جان من آن شماست
ای شما بود ه مرا چون چشم راست
( (همان: 265
است؛ اما شواهدی نیز وجود دارد « شما » و « تو » در مثال های مذکور، ضمیرهایی که در نقش منادا قرار گرفته است ضمیرهای مخاطب
پس از حرف ندا (ای) واقع میشود و به نظر میرسد در این قسم جمله ها منادا محذوف است (به « ما » و « من » که ضمیرهای متکلم
این موضوع در بخش منادای محذوف پرداخته خواهد شد) مانند بیت زیر:
ای ما همه بندگان در بند
کس را نه بجز تو کس خداوند
(179 : (نظامی، 1380
نرگس کرشمه میبرد از حد برون خرام
ای من فدای شیوة چشم سیاه تو
(284 : (حافظ، 1369
اما این مطلب که منادا ممکن است شخص یا غیرشخص باشد در تعریف منادا اهمیتی ندارد؛ زیرا از نظر دستوری تفاوتی ایجاد
نمی کند و جایگاه بررسی آن در علم بلاغت است.
-2 منادای محذوف
یکی دیگر از وجوهی که برخی دستورنویسان در تعریف منادا به آن اشاره کردهاند، حذف مناداست. منظور از حذف منادا در این جا
حذف هستة مناداست؛ زیرا اگر منادا بهکلی حذف گردد، دیگر ندا و نقش منادایی وجود نخواهد داشت. این وجه یکی از اقسام بسیار
مهم و پرکاربرد شعر فارسی است که بیشتر دستورنویسان به اشاره از آن گذر کردهاند؛ در حالی که بررسی جامع تر و دقیق تری را
می طلبد.
ابیات زیر شواهدی را نشان میدهد که هستة منادا در آنها حذف شده است:
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آبروی خوبی از چاه زنخدان شما
(203 : (حافظ، 1369
ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
گر امید وصل باشد آن چنان دشوار نیست
(454 : (سعدی، 1366
ای جفای تو ز دولت خوب تر
و انتقام تو ز جان محبوب تر
(72 : (مولوی، 1373
ای هنر از مردی تو شرمسار از هنر بیو هزنی شرم دار
در دستور زبان فارسی و علم معانی / 5 « ندا و منادا » جایگاه
(89 : (نظامی، 1379
پنداشتهاند: « آن » غالبا در چنین جملاتی هستة محذوف منادا را
ای آن که فروغ ماه حسن از روی رخشان شما (است)
ای آن که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
ای آن که جفای تو از دولت خوبتر(است)
ای آ نکه هنر از مردی تو شرمسار(است)
خیامپور دربارة این نوع منادا بر آن است که در این جملهها فعل یا رابطه به وجه وصفی تبدیل می شود و منادا قرار می گیرد و وجه
وصفی میتواند حالت ندایی داشته باشد بدون آنکه به تقدیر موصول نیازی باشد؛ یعنی منادا در بیت زیر:
ای نام تو بهترین سر آغاز
بی نام تو نامه کی کنم باز
(2 : (نظامی، 1380
.( است (خیامپور، 126:1384 و 127 « نام تو بهترین سر آغاز باشنده »
آغاز می شود « ای که » توجه خیامپور به این قسم از منادا درخور تقدیر است؛ اما وی در مثا لهایی که ذکر کرده به جمله هایی که با
نپرداخته است. همچنین در برخی مثالهای او که منادا به وجه وصفی تبدیل شده است، معلوم نمیشود که چه کسی مورد خطاب
است؛ مثلاً:
ای هر که سگ تو گوهرش پاک
وی هر که نه با تو بر سرش خاک
(180 : (نظامی، 1380
به این صورت تأویل شده است:
( همان: 127 ) « ای گوهر هر که سگ تو است پاک باشنده و ای بر سر هر که با تو نیست خاک باشنده »
به نظر میرسد مشکل چنین ابیاتی، علاوه بر اضافه کردن یا نکردن موصول، شناسایی منادا باشد و این که آیا ممکن است در برخی
جملهها که اسلوب ندا دارد، در واقع منادایی وجود نداشته باشد؟ پاسخ این سؤال را در شواهد بیشتری از شعر فارسی باید جستجو
کرد:
ای چنگ فر وبرده به خون دل حافظ
فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست
(49 : (حافظ، 1369
صفت مرکب است که جانشین موصوف شده است و میتوان به جای آن، کلمه ای مانند دوست، یار، ... « چنگ فرو برده » در بیت فوق
در این صورت، بدون نیاز به موصول هستة محذوف منادا را بیان کردهایم؛ .« ای یار چنگ فرو برده به خون دل حافظ » : گذاشت و گفت
حال آنکه در تأویل خیامپور شخص مورد خطاب، معلوم نیست. حتی در برخی جملهها که ناگزیر از تأویل به وجه وصفی هستیم،
یافتن هستة منادا ضروری به نظر میرسد:
ای لقای تو جواب هر سؤال
مشکل از تو حل شود بی قی ل و قال
(9 : (مولوی، 1373
« ای یار لقای تو جواب هر سؤال بوده »
ای مهر تو در دل ها وی مهر ت و بر ل ب ها
وی شور تو در سرها وی سرّ تو در جا ن ها
(420 : (سعدی، 1366
« ای یارِ (خدای) مهر تو در دل ها بوده »
6 / فنون ادبی، سال ششم، شماره 1، ( پیاپی 10 ) بهار و تابستان 1393
بنابراین، میتوان گفت در چنین جملههایی هستة منادا حذف و صفت جانشین آن شده است؛ خواه این صفت مفرد باشد خواه به
صورت وجه وصفی قابل تأویل به صفت:
ای که گفتی هیچ مشکل جز فراق یار نیست
گر امید وصل باشد آن چنان دشوار نیست
( (همان، 454
« ای کسِ (شخصِ) گوینده هیچ مشکل چون فراق یار نیست »
مواردی که منادا در جمله حذف میشود شامل اقسام زیر است:
-1 مواردی که وجه وصفی یا عبارت تأویل پذیر به وجه وصفی پس از حرف ندا (ای) قرار -2
می گیرد؛ که این قسم خود دارای دو نوع است:
-1-2 الف- ای + که + وجه وصفی یا عبارت تأویل پذیر به وجه وصفی
نیز میآید: « که » به عنوان حرف ندا و وجه وصفی حرف ربط « ای» گاه در برخی شواهد بین
ای که دریا جام کرده شربت عام تور ا
رخش را رستم بس و گور بری پرویز ر ا
(794 : (سنایی، 1380
وجه وصفی است. به نظر میرسد در چنین مواردی باید منادا را محذوف و وجه « دریا شربت عام تو را جام کرده » حرف ندا و « ای»
.« ای کس دریا شربت عام ترا جام کرده » : وصفی را صفت منادای محذوف دانست و جمله را به این صورت تأویل کرد
جملهای میآید که میتوان آن را به وجه وصفی تأویل کرد؛ مانند بیت زیر: « که » و « ای» در برخی ابیات نیز پس از حرف ندای
ای که در بند صورت و نقشی
بستة استوی علی العرشی
(65 : (سنایی، 1368
در عبارت، به نظر « که » است. البته به سبب وجود حرف « دربند صورت و نقش بوده » حرف ندا و جملة مؤول به وجه وصفی « ای»
ای کس در بند صورت » : منادای محذوف در نظر گرفته شود و نقش منادایی به این کلمه داده شود « کسی » یا « کس » میرسد بهتر است
« و نقش بوده
همچنین در بیت زیر:
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی
(340 : (حافظ، 1369
در جمله بهتر است منادا محذوف در نظر گرفته شود. « که » قابلیت تأویل به وجه وصفی را دارد اما به دلیل ذکر « که » جملة پس از
.« ای کس در کشتن ما مدارا نکننده » : و در صورت تأویل به وجه وصفی « ای کسی که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی »
-1-2 ب- ای + وجه وصفی یا عبارت قابل تأویل به وجه وصفی
در نقش حرف ندا آمده و پس از آن عبارتی ذکر شده که از نظر دستوری حالت وجه وصفی دارد؛ مانند « ای» در برخی جملهها
ابیات زیر:
ای دریده دل من از غم عشق
زان لب چون عقیق کی دوزی
(1032 : (سنایی، 1380
وجه وصفی است؛ یا در بیت زیر: « دل من از غم عشق دریده » حرف ندا و « ای»
ای یتیمی دیده اکنون با یتیمان لطف کن
وی غریبی کرده اکنون با غریبان کن وفا
( (همان، 38
در دستور زبان فارسی و علم معانی / 7 « ندا و منادا » جایگاه
هر دو وجه وصفی است، و نیز در بیت زیر: « غریبی کرده » و در مصرع دوم « یتیمی دیده » در مصرع اول
ای از بنفشه ساخته بر گل مثالها
در آفتاب کرده ز عنبر کلالها
( (همان، 801
هر دو وجه وصفی است. « در آفتاب ز عنبر کلالها کرده » و « از بنفشه بر گل مثالها ساخته »
در جملههایی میآید که قابل تأویل به وجه وصفی است. « ای» در برخی از شواهد نیز حرف ندای
ای لب و دندان تو لعل و گ هر
راحت جان آن لب و دندان توست
( (همان، 809
وجه وصفی است. « لب و دندان تو لعل و گهر بوده » حرف ندا و « ای»
همان گونه که ملاحظه میشود در همة این شواهد و شواهدی نظیر آن، عبارت پس از حرف ندا قابل تأویل به وجه وصفی است؛ اما
به نظر میرسد حتی در چنین مواردی نیز بهتر است هستة منادا را در آن محذوف دانست؛ هرچند عبارت مؤول به وجه وصفی بار
معنایی خاصی در جمله ایجاد می کند که در صورت ذکر نام مخاطب به صورت صریح این تأثیر را بر مخاطب ندارد (به این موض وع
در بخش بعدی مقاله پرداخته خواهد شد).
.(« ما » و « من » پس از حرف ندا قرار میگیرد (ای+ ضمیرهای متکلم « ما » و « من » -2-2 مواردی که ضمیرهای متکلم
پیش از ضمیر قرار گرفته است . در این اسلوب ، « ای» چنان که اشاره شد در شعر فارسی به ابیات بسیاری بر میخوریم که در آنها
را میتوان صفتی برای هستة محذوف منادا در نظر گرفت؛ مانند: « ای» گاهی عبارت پس از
ای من فدای شیوة چشم سیاه تو = ای شخصِ من فدای شیوة چشم سیاه تو بوده
ای ما به روح تیر تو با ما سنان مباش = ای کسِ ما به روح تیر تو بوده
را به عنوان منادای محذوف در نظر گرفت: « کسی که » یا « کس » ،« شخص » با دقت در این قسم از شواهد به نظر میرسد میتوان
ای من غریب کوی تو از کوی تو بر من عسس
حیلت چه سازم تا مگر با تو بر آرم یک نفس
(954 : (سنایی، 1380
ای کسی که من غریب کوی تو هستم یا ای شخصِ من غریب کوی تو بوده.
نیز در بیت زیر:
ای من غلام عشق تو روزی هزار بار
بر من نهد ز عشق بتی صد هزار بار
( (همان، 880
ای کسی که من روزی هزار بار غلام عشق تو هستم، یا ای کسِ من غلام عشق تو بوده
را به عنوان منادا در این بیت محذوف دانست. « کسی که » میتوان
در جمله با « ای» در این راستا موضوع مهم قابل ملاحظه ای که در بررسی متون با آن مواجه می شویم مواردی است که حرف
در این جملهها حرف ندا به شمار نمی آید . « ای» ساختاری مشابه ساختار های سابق الذکر به کار رفته است؛ اما از نظر معنایی حرف
بنابراین، به نظر میرسد ضروری است که به صورت جداگانه مطرح و بررسی شود.
حرف ندا به شمار نمیآید: « ای » مواردی که
در آنها برای خطاب به کار نمیرود؛ بلکه معنی کثرت، تعجب و حیرت « ای» گاهی در زبان فارسی شواهدی نیز یافت می شود که
یا آرزو را میتوان از آن فهمید:
از که بگریزیم از خود ای محال
از که برباییم از حق ای وبال
(46 : (مولوی، 1373
8 / فنون ادبی، سال ششم، شماره 1، ( پیاپی 10 ) بهار و تابستان 1393
ای » ، را نمیتوان منادا در نظر گرفت؛ زیرا این دو تنها از نظر ظاهری اسلوب ندا دارد؛ اما در معنی « وبال » و « محال » در بیت فوق
در ترکیباتی چون ای بسا، ای خوشا، ای دریغ، « ای» تعبیر کرد. این نوع « چه وبالی » و « چقدر محال » را میتوان به « ای وبال » و « محال
ای مبارک و . . . هم دیده میشود و شایسته است دستورنویسان در آن تأمل بیشتری بکنند.
حرف ندا نیست به دو قسم دستهبندی کرد: « ای » به طور کلی میتوان مواردی را که
میدهد و برای بیان کثرت یا تعجب است: « چه » معنی « ای » الف: شواهدی که
ای بسا شرما که برد از چشم ها
دیدة شوخ خوش جادوی تو
(1004 : (سنایی، 1380
یعنی: دیدة شوخ خوش جادوی تو از چشم ها چه بسیار شرم برده است.
ای بسا سر همچنین جنبان شده
با دهان خشک و با چشمان تر
(313 : (مولوی، 1376
یعنی چه بسیار سر که با دهان خشک و با چشمان تر همچنان جنبان شده است.
ای راحت آن باد که از نزد تو آید
پیغام تو آرد بر ما وقت بزیدن
(969 : (سنایی، 1380
باشد، چه راحت است آن بادی که از نزد تو آید. همچنین در بیت زیر: « چه » در بیت میتواند در معنی « ای»
دوش با سیمین صنوبر در نهان سر داشتم
ای خوش آن عیشی که با سیمین صنوبر داشتم
(423 : (امیر معزّی، 1385
آمده است. « چه » در معنی « ای» در مصرع دوم « ای خوش » در تعبیر
یا بعضی از شواهد دارای ساختاری است که هیچ کدام از حالات منادای محذوف یا وجه وصفی در نقش منادا را نمی توان در آنها
توجیه کرد، مثلاً در بیت زیر:
ای من آن روباه صحرا کز کمین
سر بریدندش برای پوستین
(14 : (مولوی، 1373
وجه وصفی می تواند منادای « ای» در چنین جملههایی منادای آشکار وجود ندارد و ساختار جمله نیز به گونهای است که نه پس از
جمله باشد و نه جمله را میتوان تأویل به وجه وصفی کرد تا به جای اسم، پذیرای نقش منادا باشد. علاوه بر این، واژه هایی چون
مکثی انجام شود: « ای» را نیز نمیتوان منادای محذوف آن دانست. اگر در خواندن این بیت پس از « آن که » یا « کسی که »
ای، من آن روباه صحرا کز کمین
سر بریدندش برای پوستین
را اداتی برای بیان تعجب دانست. همچنین در بیت زیر: « ای» در این صورت میتوان
شاهد معنی عیان و ما به صورت ملتفت
ای درون جهل خون ای روی نادانی سیاه
(337 : (رامپوری، 1919
میتواند برای دعا و نفرین باشد. « ای»
میدهد و برای بیان آرزو است: « ای کاش » معنی « ای » ب: شواهدی که
در نظر گرفت؛ مانند « من » و « ای» بین « کسی که » همراه ضمیر آمده است؛ اما نمیتوان منادایی محذوف مثل « ای» در برخی نمونهها نیز
بیت زیر:
گر دوست را به غربت من خوش بود همی ای من رهی غربت و ای من غلام دوست
در دستور زبان فارسی و علم معانی / 9 « ندا و منادا » جایگاه
(819 : (سنایی، 1380
را محذوف دانست و به نظر میرسد جمله حرف ندا دارد اما منادا ندارد و شاید « کسی که » در هر دو عبارت در مصرع دوم نمیتوان
تصور کرد که با توجه به مضمون مصراع اول توجی هپذیر نیز هست؛ یعنی « الهی » یا « ای کاش » را مخفف « ای» بتوان در چنین مواردی
اگر دوست به غربت من خوش بود، پس ای کاش من رهی غربت دوست شوم یا باشم. همچنین در این بیت:
در شهر و در بیابان همراه آن مهیم
ای جان غلام و بندة آن ماه خوش لقا
(66 : (مولوی، 1376
« ای» دانست و حرف ندا دانستن آن وجهی ندارد؛ بلکه حرف ندا بودن « ای کاش » را در آغاز مصرع دوم میتوان مخفف « ای» که
مستلزم این است که حرف ندا بدون منادا باشد؛ زیرا منادای محذوفی نمیتوان برای آن در نظر گرفت.
اقسام ندا از لحاظ ساختار در جمله
در بررسی اجمالی که بر منتخبی از متون نظم ادب فارسی تا سدة هشتم انجام شد، مشخص گردید جملههایی که حاوی حرف ندای
و مناداست حکم یکسانی ندارد بلکه از لحاظ ساختار جمله اقسامی دارد که در بحث مقاصد ثانوی آنها نیز تأثیر میگذارد. « ای»
در این پژوهش بر اساس شواهد به دست آمده از متون، تقسیم بندیی برای اقسام منادا پیشنهاد شد و دربارة موارد قابل تأمل بحث شد .
نمودار زیر خلاصة این تقسیم بندی را نشان می دهد:
بررسی مقاصد ثانوی در انواع ندا بر اساس دسته بندی پیشنهادی
چون جملههای ندایی جزء اقسام انشای طلبی به شمار میآید، در کتاب های بلاغی مانند سایر جملهها برای آن مقاصد و معانی ثانوی
ذکر شده است و در بیشتر موارد به این نکته توجهی نشده است که آیا مقاصد ثانویی که برای این گونه جملهها مطرح میگردد از خود
لفظ ندا و منادا برداشت میشود یا مجموع جمله یا عبارت چنین مفهومی را در بر دارد. به نظر میرسد بحث مقاصد ثانوی جملههای
ندایی در میان بلاغیون نیز با نوعی تشکیک همراه است؛ زیرا غالباً بحث ندا در کتاب های بلاغی یا مختصرتر از سایر مباحث مطرح
شده است (که در اکثر کتابها این وضعیت وجود دارد) یا در برخی از کتاب ها چون معانی و بیان آهنی در بیان اقسام انشای طلبی تنها
92 ). حتی در بحث از انواع استفهام، برای -96 : استفهام، امر و نهی ذکر شده و ندا جزء اقسام انشا نیامده است (رک: آهنی ، 1357
پرسش از حال و چگونگی شیء، بیت زیر از سعدی مثال آورده شده که قابل تأمل است:
چون است حال بستان ای باد نوبهاری
کز بلبلان بر آمد فریاد بیقراری
(95 : (آهنی، 1357
اسم کنایه
منادای مذکور
منادای محذوف
اقسام منادا
با وجه وصفی
با ضمیرهای متکلم
ای + وجه وصفی (یا عبارت
قابل تأویل به وجه وصفی)
ای + که + وجه وصفی (یا
عبارت قابل تأویل به وجه
وصفی)
اسم صریح
10 / فنون ادبی، سال ششم، شماره 1، ( پیاپی 10 ) بهار و تابستان 1393
این بیت سعدی که به نظر سایر بلاغیون ممکن بود جزء جملههای ندا به شمار آید، در این کتاب جزء اقسام پرسش ذکر شده است؛
چون در حقیقت، اصل جمله پرسش است و ندا و منادا برای جلب توجه یا مخاطب قرار دادن آمده است. استاد همایی نیز در بحث از
معانی حقیقی و مجازی ندا (منظور از معانی مجازی همان مقاصد ثانوی است) ذیل بیت:
ایا قبرَ معنٍ کیف واَریت جوده 
فقد کان منه البر و البحر مترعا
همایی : 109،1373 ) و ) « مقصود از حرف ندا، ندای حقیقی نیست؛ بلکه ترکیب، افادة معنی تحسر و اندوهناکی می کند » : میگوید
این که ندا را جزء انشای طلبی قرار داده اند جهت این » : همچنین شمیسا در کتاب معانی خود در باب جملههای ندایی بیان می کند
است که با حرف ندا طلب توجه مخاطب را به خود می کنیم. ندا در همة جملات دیده می شود. ندا حکم مخصوصی ندارد و معانی
160 و 161 ) و در ادامه با : شمیسا، 1386 ) « مجازی هر سه نوع جمله را میتوان در مورد جملاتی که مشتمل بر حرف نداست ذکر کرد
حکم آن همان حکم جملة « ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی » در عبارت » : ذکر یک مثال اندیشة خود را این گونه تبیین میکند
همانجا). ) «( است (تشویق « بکوش که صاحب خبر شوی » امری
در واقع، پایة نظریة مطرح شده در این مقاله همان اندیشه ای است که استاد همایی و شمیسا بیان کرد هاند . بر اساس این دیدگاه
مقاصد ثانویی که بلاغیون برای جمله های ندایی مطرح می کنند در واقع مقاصدی است که از کل عبارت یا جمله، اعم از خبری یا
انشایی، می توان فهمید و ندا و منادا جز جلب توجه مخاطب تأثیر چندانی در مقاصد ثانوی کل جمله ندارد؛ اما به نظر میرسد از این
مطلب تا کنون غفلت شده است.
در این بخش سعی میشود با توجه به دسته بندی ارائه شده در این مقاله برای انواع جمله های ندایی، این اقسام از لحاظ مقاصد
ثانوی بررسی شود.
در آن حرف ندا به شمار م یآید. « ای» تذکر: در این قسمت فقط جملههایی مورد بحث است که
مقاصد ثانوی ندا و منادا
گاهی بجز قصدی ثانوی که از کل جملة حاوی ندا و منادا برداشت میشود، وضعیت یا کیفیت منادا نیز می تواند در مقاصد ثانوی
مؤثر باشد و میتوان حرف ندا و منادا را جمله ای مستقل دانست که مقاصد ثانوی آن اغلب برای تأکید بیشتر بر مقاصد ثانوی جمله یا
جملههای پس از آن است؛ مثلاً این که منادا در جمله مذکور باشد یا هستة منادا محذوف و عبارتی به ظاهر جانشین آن شده باشد، هر
یک میتواند در جمله حاوی پیام یا بار معنایی خاصی باشد. این که چه عبارتی به ظاهر جایگزین اسم مخاطب یا همان هستة محذوف
منادا شده یا این مسئله که لفظی که با آن مخاطب مورد خطاب قرار گرفته است چقدر می تواند با محتوای کلام یا جمله های بعدی
مرتبط باشد، همه از مقولاتی است که کمتر به آن توجه شده است. به طورکلی میتوان ترکیب ندا و منادا را یک شب هجمله فرض کرد
و به عنوان یک جملة مستقل، جدای از جمله یا جمله هایی که پس از آن میآید، دارای مقاصد ثانوی دانست و مسئلة ندا و منادا را از
جمله هایی که به دنبال آنها میآید تفکیک کرد؛ زیرا آن جملهها به جهت خبر یا امر و نهی یا استفهام بودنشان می توانند مقاصد ثانوی
خاص خود را داشته باشد.
« منادای مذکور » بررسی مقاصد ثانوی در
منادا یا اسم صریح است یا اسم کنایه و در موارد اسم صریح « منادای مذکور » همان گونه که در اقسام پیشنهادی منادا بیان شد، در
و امثال آن مخاطب قرار داد . در برخی از شواهد نیز « ای یار » ،« ای دوست » می توان مخاطب را با اسم خاص یا یک اسم عام، مانند
لفظ منادا با صفاتی همراه میشود، که هر یک می تواند دارای مقاصد زیر باشد.
-1 بیان عظمت و بزرگی مخاطب
در دستور زبان فارسی و علم معانی / 11 « ندا و منادا » جایگاه
گاهی برای بیان عظمت و بزرگی مخاطب یا بزرگداشت او، به جای این که اسم خاص مورد ندا قرار گیرد مخاطب با یک اسم عام
مورد ندا واقع میشود؛ مانند بیت زیر:
هم دیده داری هم قدم، هم نور داری هم ظلم
در هزل و جد ای محتشم هم کعبه گردی هم منات
(803 : (سنایی، 1380
مورد خطاب قرار میدهد؛ گرچه در تقسیم بندی اقسام منادا این نوع منادا اسم صریح به شمار میآید، « ای محتشم » مخاطب را با لفظ
این که مخاطب را محتشم خطاب میکند، بار معنایی خاصی دارد که در صورت آمدن اسم خاص به جای آن، نمیشود چنین قصدی
از آن برداشت کرد.
-2 بیان ضعف و عجز و ناتوانی مخاطب
مورد خطاب قرار « فقیر » در بیت زیر برای گوشزد کردن ناتوانی مخاطب در عالم عشق او را با لفظ
می دهد:
هزار بار بگفتیم و هیچ در نگرفت
که گرد عشق نگرد ای فقیر و، گردیدی
(441 : (سعدی، 1366
نشان دهندة فقر و بی چیزی و بیانگر نبودن صلاحیت و ظرفیت در مخاطب برای ورود به عالم عشق « فقیر » خواندن مخاطب با لفظ
است و به نوعی تحقیر مخاطب به شمار میآید. در صورتی که جملة خبری که در کل این بیت مطرح شده است قصد ثانوی توبیخ و
ملامت را همراه دارد.
-3 برای بیان استمداد از مخاطب
در خطاب با خداوند، به مناسبت خواست و منظور خود یکی از صفات او را مورد خطاب قرار داده است که البته کاملاً با محتوای
جملة تالی آن هماهنگی دارد، مثلاً در بیت زیر:
سر گشته شد سنایی یارب تو ره نمای
ای رهنمای خلق و خدای علیم ما
(59 : (سنایی، 1380
ای رهنمای خلق و خدای » که در مصراع اول آمده، خداوند را با صفت « یارب ره نمای » در مصرع دوم برای تأکید بر درخواست
مخاطب قرار داده است. « علیم
مورد خطاب قرار می دهد که جدای از قصد ثانوی « ای کریم » یا در بیت زیر برای برانگیختن صفت کرم در مخاطب او را با لفظ
جمله، به کار بردن خود این لفظ میتواند قصد و منظور خاصی داشته باشد:
با تو در فقر و یتیمی ما چه کردیم از کرم
تو همان کن ای کریم از خلق خود با خلق ها
( (همان، 798
-4 برای هشدار دادن به مخاطب
گاه شاعر به قصد سرزنش مخاطب و هشدار دادن به او صفات خاصی را به او نسبت میدهد و او را با آن صفات میخواند:
ای رهی و بندة آز و نیاز
یک ره از این بندگی آزاد شو
بوده به نادانی هفتاد سال
ای خر بد بخت بر آی از جوال
(348 : (ناصر خسرو، 1370
« خر بدبخت » و در بیت دوم با تعبیر « هفتاد سال به نادانی بوده » و « رهی و بندة آز و نیاز » شاعر در بیت اول، مخاطب را با صفات
مورد خطاب قرار داده است که قصد ثانوی خاصی از کاربرد این مناداها وجود دارد. شاعر در بیت نخست مخاطب را با الفاظ مختلف
منادا قرار میدهد تا در مصرع اول بیت دوم در قالب یک جملة امری که خود دارای قصد ثانوی است، او را پند و اندرز دهد، یا در
12 / فنون ادبی، سال ششم، شماره 1، ( پیاپی 10 ) بهار و تابستان 1393
که خود به عنوان یک جملة امری ممکن « برآی از جوال » : مورد خطاب قرار میدهد تا به او امر کند « خر بدبخت » مصرع دوم با لفظ
است قصد ثانوی داشته باشد.
چنان که ملاحظه میشود گاهی مقاصد ثانوی الفاظ منادا، غیر از مقاصد ثانوی جملههای پس از آنهاست هر یک می تواند جداگانه
دارای منظور خاصی باشد. البته برخی از این جملههای ندایی می تواند مکمل و مؤکِّد مقاصد ثانوی جملههای پس از آن باشد و در
این مقاصد تأثیر بگذارد.
وجه وصفی در نقش منادا
مطالب بیا نشده در مواردی که در ترکیب ندا و منادا هستة منادا حذف می شود و عبارتی به صورت وجه وصفی نقش منادا می پذیرد
نیز صدق می کند:
ای جور گرفته مذهب و کیش
این کبر فرو نه از سر خویش
(912 : (سنایی، 1380
حذف شده است و به نظر میرسد وجه وصفی جانشین اسم و منادا واقع شده باشد . « کس یا کسیکه » در مصرع اول هستة منادا
منادا به صرف نقش مناداییاش تنها برای طلب اقبال و توجه مخاطب ذکر شده و منظور گوینده بیان مطالب جملة مصرع دوم بوده
است که مضمونش نهی مخاطب از کبر و غرور است و میتواند قصد ثانوی از ادای این جملة نهی، توبیخ و ملامت مخاطب باشد؛
البته محتوای عبارتی که با حذف منادا در ظاهر جمله، منادا واقع شده و این که مخاطب را با چه صفتی مورد ندا قرار داده است خود
در واقع معادل همان خطاب ای ستمگر یا ای جور پیشه است که « ای مذهب و کیش جور گرفته » مسئلة جداگانهای است. وجه وصفی
خود به عنوان یک شبه جملة مستقل از جملة امری پس از آن میتواند قصد ثانوی داشته باشد. نیز در این بیت:
ای ز ما سیر آمده بدرود باش
ما نه خوشنودیم تو خوشنود باش
( (همان، 904
حرف ندا و وجه وصفی پس از آن در نقش منادا، قصد ثانوی گله و شکایت را دربردارد که شاید در « ای ز ما سیر آمده » در ترکیب
بیان مفهوم مورد نظر بسیار گویاتر و در انتقال احساس گوینده قویتر از جملههای بعدی در بیت باشد. ابتدا به مخاطب گله میکند که
تو از ما سیر شدهای؛ سپس خداحافظی میکند و نوعی گله و شکایت را با خداحافظی نشان میدهد.
حتی اگر منادا جملة قابل تأویل به وجه وصفی باشد نیز این مطلب توجیه پذیر است؛ مثلاً در بیت زیر به نظر میرسد قصد ثانوی
شبه جملة ندا و منادا با جملة امری پس از آن متفاوت است:
ای به خواب غفلت اندر هان و هان بیدار شو
در ره معنی قدم مردانه و هشیار زن
( (همان، 973
به جای هستة محذوف منادا در ظاهر جمله جانشین نقش منادایی است و « به خواب غفلت اندر بوده » در این بیت نیز وجه وصفی
حرف ندا و وجه وصفی بازمانده از منادای محذوف، دارای قصد ثانوی توبیخ و ملامت همراه با نوعی هشدار است؛ اما قصد ثانوی
فقط هشدار دادن است. « بیدار شو » جملة امری
است که در جمله « کسی که » این مسئله در اقسام مختلف منادا که در بخش قبلی ذکر شد، مصداق دارد؛ مثلاً در بیت زیر منادا لفظ
محذوف است:
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی
(340 : (حافظ، 1369
منادای این جمله این گونه توجیه می شود:
در دستور زبان فارسی و علم معانی / 13 « ندا و منادا » جایگاه
ای کس در کشتن » : تأویل به صفت و به منادا نسبت داده می شود « که » البته جملة پس از .« ای کسی که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی »
« ما هیچ مدارا نکننده
در این صورت، صفتی که با لفظ منادا همراه میشود و نقش منادا را در جمله می پذیرد، دارای بار معنایی خاص خود یعنی
استرحام است، که کاملاً از جملة خبری مصرع دوم مجزا و متفاوت است و جملة خبری مصرع دوم نیز به تنهایی، حاوی قصد ثانوی
توبیخ و ملامت است.
البته در بیشتر موارد قصد ثانویی که از مجموع حرف ندا و منادا فهمیده میشود با قصد ثانوی جملة تالی آن در یک راستا بوده و
هر دو به منظور بیان یک مفهوم کلی ذکر شده است و مقاصد ثانوی آنها از نظر مفهومی به هم نزدیک است.
نتیجه
منادا از مباحثی است که در دستور زبان فارسی و همچنین علم معانی مطرح شده اما ویژگی های آن کامل و دقیق بررسی نشده است.
در این مقاله ابتدا با بررسی منادا در دستور زبان فارسی، دسته بندی جدیدی برای اقسام آن پیشنهاد شده است. بر اساس این تقسیم
در آن حرف ندا به شمار میآید، منادای پس از آن به دو گونة مذکور و محذوف قابل بررسی است؛ « ای» بندی در همة جملههایی که
منادا ذکر یا حذف شود. منادای مذکور شامل دو بخش اسم صریح و اسم کنایه است . اسلوب ،« ای» یعنی ممکن است پس از حرف
« ای» یا وجه وصفی و یا ضمیرهای متکلم (من و ما) قرار می گیرد. همچنین حرف « ای» منادای محذوف نیز به گونهای است که پس از
در برخی شواهد حرف ندا به شمار نمیآید بلکه افادة کثرت و تعجب یا بیان آرزو میکند. در ادامه، بر اساس تقسی م بندی پیشنهادی،
وضعیت این گونه جمله ها از لحاظ مقاصد ثانوی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. در نهایت به نظر میرسد با تفکیک اقسام ندا
و بررسی مناداهای محذوف، حرف ندا و منادا در قالب یک شبه جمله، جملة مستقلی به شمار می آید و بحث مقاصد ثانوی آن جدای
از جملههایی که به دنبال آنها ذکر می شود باید مدنظر قرار گیرد، در حالی که همة مواردی که در کتب بلاغی به عنوان قصد ثانوی ندا
بیان شده است مقاصدی است که از جملههای پس از حرف ندا و منادا برداشت میشود و به مقاصد ثانوی خود حرف ندا و منادا
توجهی نشده است. با توجه به این مطالب روشن میشود که گاهی از مجموع حرف ندا و منادای پس از آن، قصد ثانویی برداشت
میشود که با مقاصد ثانوی جملهای که در ادامة آن میآید متفاوت است اما هر دو برای یک منظور و رسیدن به یک هدف اصلی بیان
میشود. در برخی شواهد نیز مقاصد ثانوی حرف ندا و منادا و مقاصد ثانویی که از جملة پس از آن فهمیده میشود یکسان و مکمل و
مؤکّد یکدیگرند؛ اما باید به این نکته توجه داشت که شبه جملة حرف ندا و منادا و جملة پس از آن دو جملة مستقل است و باید
بحث مقاصد ثانوی به صورت جداگانه در هر یک بررسی شود.
منابع
1. آق اولی، حسا مالدین (عبدالحسین ناشر) ( 1340 ). دررالاد ، ب شیراز: معرفت.
2. آهنی، غلامحسین ( 1357 ). معانی و بیا ، ن تهران: مدرسة عالی ادبیات و زبان های خارجی.
3. امیر معزّی نیشابوری، ابوعبدالله محمد ( 1385 ). کلیات دیوان، تصحیح و تعلیقات محمد قنبری، تهران: زوار.
4. انوری، علی بن محمد ( 1372 ). دیوان اشعا ، ر به اهتمام محمد تقی مدرس رضوی، چ 4، تهران : علمی و فرهنگی.
5. انوری، حسن و حسن احمدی گیوی ( 1375 ). دستور زبان فارس ، ی چ 13 ، ویرایش 2، ج 2، تهران: فاطمی.
6. بصاری، طلعت ( 1345 ). دستور زبان فارسی، تهران: طهوری.
7. تجلیل، جلیل ( 1376 ). معانی و بیان، چ 8، تهران: سمت.
8. تفتازانی، سعد الدین ( 1383 ). مختص رالمعان ، ی چ 8، قم: دارالفکر.
9. تقوی، نصر الله ( 1363 ). هنجار گفتا ، ر چ 2، اصفهان: فرهنگسرا.
14 / فنون ادبی، سال ششم، شماره 1، ( پیاپی 10 ) بهار و تابستان 1393
10 . حافظ شیرازی، خواجه شمس الدین محمد ( 1369 ). دیوا ، ن به اهتمام محمد قزوینی و قاسم غنی، تهران: زوار.
11 . خطیب رهبر، خلیل ( 1381 ). دستور زبان فارس ، ی چ 1، تهران: مهتاب.
12 . خیامپور، عبدالرسول ( 1384 ). دستور زبان فارس ، ی چ 12 ، تبریز: ستوده.
13 . رامپوری، نجم الغنی ( 1919 م). نه جالاد ، ب چاپ لکنهو، مطبعة نول کشور.
14 . رجایی، محمد خلیل ( 1353 ). معال مالبلاغ ، ه چ 2، شیراز: دانشگاه شیراز.
15 . رضانژاد (نوشین)، عبد الحسین( 1367 ). اصول علم بلاغ ، ت تهران: الزهرا.
16 . رودکی سمرقندی، ابوعبدالله جعفر ( 1373 ). کلیات دیوان، براساس نسخة سعید نفیسی، زیر نظر ی.براگینسکی، تهران: نگاه.
17 . سعدی شیرازی، شیخ مصلح الدین ( 1366 ). کلیات، تصحیح محمدعلی فروغی، تهران : ققنوس.
18 . سنایی غزنوی، ابومجد مجدود ( 1380 ). دیوان، به کوشش مدرس رضوی، چ 5، تهران: سنایی.
19 .  ( 1368 ). حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه، تصحیح وتحشیه مدرس رضوی، تهران : دانشگاه
تهران.
20 . شریعت، محمد جواد ( 1375 ). دستور زبان فارس ، ی چ 7، تهران: اساطیر.
21 . شمیسا، سیروس ( 1379 و 1386 ). معان ، ی چ 6 و چ 1 از ویرایش 2، تهران: میترا.
22 . صادقیان، محمدعلی ( 1382 ). طراز سخن در معانی و بیا ، ن چ 1، یزد: ریحانه الرسول.
23 . طالقانی، سیدکمال ( 1352 ). اصول دستور زبان فارس ، ی تهران: امیرکبیر.
24 . عرفان، حسن ( 1383 ). کرانه ها (شرح و ترجمة فارسی مختصر المعانی)، چ 4، قم: هجرت.
25 . عطّار نیشابوری، فریدالدین ( 1362 ). دیوان قصاید و ترجیعات و غزلیا ، ت به اهتمام تقی تفضلی، تهران: علمی و فرهنگی.
26 .  ( 1378 ). منط قالطیر، به اهتمام و تصحیح سید صادق گوهری ، ن چ 15 ، تهران: علمی و فرهنگی.
27 . عمادی حائری، سید اسماعیل ( 1371 ). دستور زبان عما،د ویرایش 2، تهران: نشر محدث.
28 . فرشیدورد، خسرو ( 1384 ). دستور مفصل امرو ، ز چ 2، تهران: سخن.
29 . قبادیانی، ناصر خسرو ( 1370 ). دیوا ، ن تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق، چ 4، تهران: دانشگاه تهران.
30 . قریب، عبدالعظیم و دیگران ( 1378 ). دستور زبان فارسی( پنج استاد) ، چ 2، تهران: فردوس.
31 . القزوینی، جلال الدین محمد بن عبدالرحمن ( 1350 )، التلخیص فی علو مالبلاغ ، ه چ 2، مصر: المکتبه التجاریه الکبری.
32 . کزّازی، میرجلال الدین ( 1385 ). معانی ( زیباشناسی سخن پارسی) ، چ 6، تهران: مرکز، کتاب ماد.
33 . مسعود سعد سلمان، ( 1366 ). دیوان، به اهتمام و تصحیح مهدی نوریان، اصفهان: کمال.( 2 جلد)
34 . مشکور، محمدجواد ( 1366 ). دستو رنام ، ه تهران: شرق.
35 . مولوی، جلال الدین محمد ( 1376 ). کلیات شمس تبریزی، مطابق با نسخة فروزانفر، تهران: بهزاد.
36 .  ( 1373 ). مثنوی معنو ، ی به کوشش سعید حمیدیان، تهران: قطره.
37 . ناتل خانلری، پرویز ( 1377 )، تاریخ زبان فارس ، ی چ 6، تهران: فردوس.
38 .  ( 1382 ). دستور زبان فارس ، ی چ 19 ، تهران: توس.
39 . نظامی گنجوی، الیاس ( 1380 ). لیلی و مجنو ، ن به کوشش سعید حمیدیان، چ 4، تهران: قطره.
40 .  ( 1379 ). مخز نالاسرار، به کوشش سعید حمیدیان، چ 4، تهران: قطره.
41 . وحیدیان کامیار، تقی ( 1384 ). دستور زبان فارسی( 1)، با همکاری غلام رضا عمرانی، تهران: سمت.
42 . هاشمی، احمد ( 1382 ). جواه رالبلاغه، ترجمه و شرح حسن عرفان، چ 4، قم: نشر بلاغت.
43 . همایی، جلال الدین ( 1373 ). معانی و بیان، به کوشش ماهدخت همایی، چ 2، تهران: نشر هما




  • احمدرضا نظری چروده

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی