ادبیات،شعر،عرفان ،زبان فارسی

ادبیات وزبان فارسی وگویشهای ایرانی باید زنده بمانند ،چون بالندگی هرکشوری به زبان آن کشور وابستگی دارد. حفظ زبان حفظ هویت ملی است.

ادبیات،شعر،عرفان ،زبان فارسی

ادبیات وزبان فارسی وگویشهای ایرانی باید زنده بمانند ،چون بالندگی هرکشوری به زبان آن کشور وابستگی دارد. حفظ زبان حفظ هویت ملی است.

صاحب این وبلاگ دکتراحمدرضانظری چروده عضوهیات علمی دانشگاه آزاد بادرجه استادیاری دررشته زبان وادبیات فارسی هستم.

آخرین نظرات
نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دکترشهین سراج» ثبت شده است

۱۷
آبان

  فردوسی  از نگاه   بهار
 

دکترشهین سراج

 همواره از بهار به عنوان شاعر ستایشگر آزادی و   وطن،  یاد می شود. اما بحق باید براین عناوین، "ستایشگرفردوسی" را نیزافزود.  ستایشی که عمیقا روحیات بهار را تحت تأثیر قرار داده  بود.  برخورد این شاعر با آن خسروانی نامه سرای بزرگ، تنها از سرعشق او به زبان و ادب فارسی و یا میهن دوستی نبود. می توان گفت که بهار با فردوسی یک نوع گیرودارمعنوی داشت که از حد ستایش شاعری از شاعر دیگر در می گذشت و تبدیل به نوعی پیوند روحی وجوهری میشد. شاید یکی ازبارزترین نمونه های    پیوند روحی میان بهار و فردوسی را بتوان در مثنوی نقش فردوسی  یافت نمود. در این سروده، بهار رؤیا گونه ای را بیان می کند که درآن سروش را می بیند که به ایران زمین فرود  آمده و در جستجوی پاکی و نیک سرشتی به هرجا سر می کشد وهنگام بازگشت به عالم بالا، تنها  نشانه ای از پاکی  که می یابد همانا نامه ی فردوسی ست که آن ستوده نامه  را با خود به همراه می برد . ( نقش فردوسی. دیوان، ج دو، ص 1101)

 بهار رسالت و رنج و تنهائی و  آلام فردوسی  را درک می  کرد و گاه میان سرنوشت فردوسی به عنوان شاعری  که در قله ی درک عظمت و نگاهبانی ازمیراث فرهنگ و ادب نیاکانی ما ایستاده و خود که همین رسالت را در در ده قرن بعد بر  دوش گرفته بود، همسانی می دید تا بدانجا که  می توان گفت که بهار خود را دنباله گیر راه فردوسی درراه پاسداری از زبان فارسی و گردآورنده ی داستانهای مبارزات حماسی مردم ایران می دانست. شاید از سر همین همسانی باشد که در پند به رضاشاه و دعوت او به درک پایگاه خود به عنوان شاعری ملی، داستان فردوسی و سلطان محمود را گوشزد آن شاه خودکامه می کند.

 منما غضب بر اهل ادب تا نه نو شود

 فردوسی و ملامت محمود غزنوی ( دیوان ص 697)

         شیفتگی بهاربه فردوسی برذهن و زبان و شیوه ی کار این شاعرآنچنان تأثیری گذاشته است که   نمی توان  آن را نا دیده گرفت و به حق می توان غوررسی در این تأثیرگذاری را موضوع  پژوهشی گسترده قرار داد. در نگاهی کلی این تأثیرپذیری را می توان از دو زاویه ی عمده مورد بر رسی قرارداد:

نخست:  از دیدگاه پژوهشگر

 دوم: از دیدگاه شاعر

  • احمدرضا نظری چروده