ادبیات،شعر،عرفان ،زبان فارسی

ادبیات وزبان فارسی وگویشهای ایرانی باید زنده بمانند ،چون بالندگی هرکشوری به زبان آن کشور وابستگی دارد. حفظ زبان حفظ هویت ملی است.

ادبیات،شعر،عرفان ،زبان فارسی

ادبیات وزبان فارسی وگویشهای ایرانی باید زنده بمانند ،چون بالندگی هرکشوری به زبان آن کشور وابستگی دارد. حفظ زبان حفظ هویت ملی است.

صاحب این وبلاگ دکتراحمدرضانظری چروده عضوهیات علمی دانشگاه آزاد بادرجه استادیاری دررشته زبان وادبیات فارسی هستم.

آخرین نظرات
نویسندگان
۰۱
آذر

غزل شمارهٔ ۱۱

 

حافظ

 

ساقی به نور باده برافروز جام ما

مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم

ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان

کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما

ای باد اگر به گلشن احباب بگذری

زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما

گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری

خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است

زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ما

ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست

نان حلال شیخ ز آب حرام ما

حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان

باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما

دریای اخضر فلک و کشتی هلال

هستند غرق نعمت حاجی قوام ما

 

  • احمدرضا نظری چروده
۰۱
آذر

غزل شمارهٔ ۱۰

 
حافظ
 

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما

ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون

روی سوی خانه خمار دارد پیر ما

در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم

کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما

عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است

عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد

زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما

با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی

آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما

تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش

رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

  • احمدرضا نظری چروده
۳۰
آبان

سرگذشت خواندنی و لذت بخش تاریخی حسینقلی‌خان صدرالسلطنه معروف به حاجی واشنگتن نخستین سفیر ایران در ایالات متحده آمریکا بود. وی در سال ۱۸۸۸ میلادی (۱۲۶۷ خورشیدی) در زمان حکومت ناصر الدین شاه به عنوان سفیر به آمریکا فرستاده شد. وی فرزند میرزا آقاخان نوری بود.

معرفی کتاب : «حاجی واشنگتن»  اثر : اسکندر دلدم

معرفی کتاب : «حاجی واشنگتن» اثر : اسکندر دلدم

تا زمان ناصرالدین شاه مردم، البته غیر از مردم کوچه و بازار، یعنی آن دسته از مردمی که مصدر امور بودند و سواد فارسی هم داشتند، می‌پنداشتند آمریکا به‌راستی در زیرزمین واقع است و اگر حدود دویست ذرع چاه بکنند به آمریکا خواهند رسید حتی مقامات ایران نمی‌دانستند آمریکا در کدام نقطه‌ی عالم واقع است و نام آن قاره را هم ینگه دنیا می‌گفتند تا این که در سال ۱۸۸۳ میلادی/ خورشیدی مستر آرتور رییس جمهور ایالات متحده‌ی آمریکا به فکر افتاد به ایران که هم مرز روسیه‌ی تزاری و عثمانی بود سفیری بفرستد و این سفیر در دربار پادشاه ایران نفوذ پیدا کند تا دست کم بتواند آمریکا را آن طور که هست به شاه و زمام‌داران ایران بشناساند. از این رو مستر بنجامین را به سمت نخستین سفیر و مامور ویژه در دربار ایران ایران تعیین کرد و به تهران فرستاد.
بنجامین با تشریفات مخصوص به ایران وارد شد و با ناصرالدین شاه چندین جلسه دیدار کرد و در این دیدارها که گاهی با حضور مترجم و گاهی بدون حضور مترجم بود(چون شاه زبان فرانسه را می‌دانست) دو طرف پذیرفتند دولت ایران برای ایجاد روابط حسنه سفیری به آمریکا گسیل دارد تا این سفیر بتواند ایران را آن طوری که هست به آمریکایی‌ها بشناساند و در ایجاد روابط صمیمانه بین دو مملکت توفیق حاصل نماید.

  • احمدرضا نظری چروده
۳۰
آبان

حاجی واشنگتن فیلمی از علی حاتمی است که در سال ۱۳۶۱ در ایران ساخته شد و همان سال توقیف شد. این فیلم داستان زندگی غم‌انگیز حسینقلی خان صدرالسلطنه –اولین سفیر ایران در بلاد «آمِریک» - را روایت می‌کند؛ پس باید در آمریکا ساخته می‌شد اما به دلیل مشکلات سیاسی ۲ کشور گروه سازنده ناچار شدند فیلم را در ایتالیا دنبال کنند. عزت‌الله انتظامی در گفتگویش با فریدون جیرانی هنگام نمایش تلویزیونی فیلم از اقامت طولانی مدت عوامل در ایتالیا (نزدیک ۵ ماه) اشاره می‌کند که فیلم با مشکلات مالی فراوان همراه شده بوده است. حاتمی فیلم نامهٔ هر سکانس را شب قبلش می‌نوشته و از زیر در بستهٔ اتاق انتظامی در هتل، به او می‌رسانده است!

سرانجام فیلم بعد از گذشت سال‌ها از زمان اولین نمایشش در اولین جشنوارهٔ فجر، در سال ۷۷ به نمایش عمومی درآمد. موسیقی فیلم هم توسط محمد رضا لطفی ساخته شد. تنها شخصیت فیلم عزت الله انتظامی در نقش حسین قلی خان (حاجی واشنگتن) است که موقعیت کمیکش در ابتدای فیلم، هرچه جلوتر می‌رود، تراژیک تر و غمبارتر می‌شود.

  • احمدرضا نظری چروده
۳۰
آبان

علی حاتمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
علی حاتمی
Ali Hatami.jpg
زادروز ٢٣ مرداد ۱۳۲۳
تهران
درگذشت ۱۵ آذر ۱۳۷۵
تهران
علت مرگ سرطان
آرامگاه قطعه هنرمندان بهشت زهرا
ملیت ایرانی
نام‌های دیگر عباسعلی حاتمی[نیازمند منبع]
پیشه کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس
سال‌های فعالیت ۱۳۴۸–۱۳۷۵
همسر زری خوشکام
فرزندان لیلا حاتمی
صفحه در وب‌گاه IMDb

علی حاتمی ( ٢٣ مرداد ۱۳۲۳ تهران - ۱۵ آذر ۱۳۷۵ تهران) کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده سینما بود.[۱] حاتمی در جایی متولد شد شبیه همان جایی که رضا خوشنویس در هزاردستان به مفتش آدرس می‌دهد؛ خیابان شاهپور، خیابان مختاری، کوچهٔ اردیبهشت. او دانش‌آموخته از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است. علی حاتمی حداقل ۱۵ فیلم بلند سینمایی و مجموعهٔ تلویزیونی ساخته‌است. او از فیلم‌سازان پیشروی نسلی به شمار می‌رود که پیشگامان فصل جدید سینمای ایران از اواخر دههٔ ۱۳۴۰ به بعد از میانش برخواسته، از جمله ناصر تقوایی و بهرام بیضایی و مسعود کیمیایی و فریدون گله و داریوش مهرجویی.

اولین اثر سینمایی حاتمی در سال ۱۳۴۸ با عنوان حسن کچل ساخته شد و آخرین فیلم نیمه‌تمامش با نام جهان پهلوان تختی که یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های سینمایی او بعد از مجموعهٔ هزاردستان بود،[۱] به علت مرگ ناشی از بیماری سرطان نافرجام ماند. پس از مرگش نیز دو فیلم مبتنی بر هزاردستان با تدوین واروژ کریم‌مسیحی (به نام‌های کمیتهٔ مجازات و تهران روزگار نو) ساخته شد.

محتویات

کارنامه

  • احمدرضا نظری چروده
۳۰
آبان

تا زمان ناصرالدین شاه مردم، البته غیر از مردم کوچه و بازار، یعنی آن دسته از مردمی که مصدر امور بودند و سواد فارسی هم داشتند، می‌پنداشتند آمریکا به‌راستی در زیرزمین واقع است و اگر حدود دویست ذرع چاه بکنند به آمریکا خواهند رسید، چنان که فتحعلی شاه قاجار در روز نهم فوریه 1809 میلادی/ بهمن 1187 خورشیدی که "سر هارفورد جونس" نخستین سفیر دولت انگلستان در ایران استوارنامه‌ی خود را با تشریفات مفصل در کاخ گلستان تقدیم داشت، شاه ضمن پرس و جو از اوضاع جهان به‌خصوص انگلستان و وضع آن مملکت و طریقه‌ی حکومت پرسید: راستی آقای سفیر این که می‌گویند ینگه دنیا زیر زمین است حقیقت دارد و آیا اگر من دستور بدهم در این قصر یک چاه دویست ذرعی بکنند به ینگه دنیا خواهم رسید؟

  مستر جونس سفیر انگلستان هاج و واج ماند و نمی‌دانست چه پاسخی به پادشاه ایران بدهد و به طوری که خود مستر جونس در صفحه ی 191 سفرنامه‌ی خود می‌نویسد شاه اصرار عجیبی داشت تا بفهمد چگونه ما زمین را کنده به آمریکا می‌رسیم و وقتی من گفتم ربطی به کندن زمین ندارد و ما با کشتی به آن مملکت سفر می‌کنیم، فتحعلی شاه اوقاتش تلخ شد و گفت معلوم می‌شود حواست پرت است، این سفیر عثمانی در تهران برایم قسم خورد اگر دویست متر زمین را بکنیم به ینگه دنیا می‌رسیم.

  • احمدرضا نظری چروده
۳۰
آبان

غزل شمارهٔ ۹

 
حافظ
 

رونق عهد شباب است دگر بستان را

می‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی

خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را

گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش

خاکروب در میخانه کنم مژگان را

ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان

مضطرب حال مگردان من سرگردان را

ترسم این قوم که بر دردکشان می‌خندند

در سر کار خرابات کنند ایمان را

یار مردان خدا باش که در کشتی نوح

هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را

برو از خانه گردون به در و نان مطلب

کان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را

هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است

گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را

ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد

وقت آن است که بدرود کنی زندان را

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی

دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

  • احمدرضا نظری چروده
۲۸
آبان

غزل شمارهٔ ۸

 
حافظ
 

ساقیا برخیز و درده جام را

خاک بر سر کن غم ایام را

ساغر می بر کفم نه تا ز بر

برکشم این دلق ازرق فام را

گر چه بدنامیست نزد عاقلان

ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را

باده درده چند از این باد غرور

خاک بر سر نفس نافرجام را

دود آه سینهٔ نالان من

سوخت این افسردگان خام را

محرم راز دل شیدای خود

کس نمی‌بینم ز خاص و عام را

با دلارامی مرا خاطر خوش است

کز دلم یک باره برد آرام را

ننگرد دیگر به سرو اندر چمن

هر که دید آن سرو سیم اندام را

صبر کن حافظ به سختی روز و شب

عاقبت روزی بیابی کام را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

  • احمدرضا نظری چروده
۲۶
آبان

غزل شمارهٔ ۷

 
حافظ
 

صوفی بیا که آینه صافیست جام را

تا بنگری صفای می لعل فام را

راز درون پرده ز رندان مست پرس

کاین حال نیست زاهد عالی مقام را

عنقا شکار کس نشود دام بازچین

کان جا همیشه باد به دست است دام را

در بزم دور یک دو قدح درکش و برو

یعنی طمع مدار وصال دوام را

ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش

پیرانه سر مکن هنری ننگ و نام را

در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند

آدم بهشت روضه دارالسلام را

ما را بر آستان تو بس حق خدمت است

ای خواجه بازبین به ترحم غلام را

حافظ مرید جام می است ای صبا برو

وز بنده بندگی برسان شیخ جام را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.


  • احمدرضا نظری چروده
۲۱
آبان
  • احمدرضا نظری چروده
۲۱
آبان

غزل شمارهٔ ۶

 
حافظ
 

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را

که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را

ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم

مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را

مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت

ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا

دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی

تو از این چه سود داری که نمی‌کنی مدارا

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایان بنوازد آشنا را

چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی

دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را

به خدا که جرعه‌ای ده تو به حافظ سحرخیز

که دعای صبحگاهی اثری کند شما را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

  • احمدرضا نظری چروده
۲۰
آبان

غزل شمارهٔ ۵

 
حافظ
 

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

باشد که بازبینم دیدار آشنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند

اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

آیینه سکندر جام می است بنگر

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

خوبان (ترکان) پارسی گو بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود

ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » ساز نو آواز نو » تصنیف کشتی شکستگان

محسن نامجو » ترنج » دل می رود

محمدرضا شجریان » سر عشق » ضربی ماهور

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » درد عشق – اجرای خصوصی شجریان و موسوی – ماهور

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

  • احمدرضا نظری چروده
۱۸
آبان

غزل شمارهٔ ۴

 
حافظ
 

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

شکرفروش که عمرش دراز باد چرا

تفقدی نکند طوطی شکرخا را

غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل

که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر

به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست

سهی قدان سیه چشم ماه سیما را

چو با حبیب نشینی و باده پیمایی

به یاد دار محبان بادپیما را

جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب

که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ

سرود زهره به رقص آورد مسیحا را

 

  • احمدرضا نظری چروده
۱۷
آبان

  فردوسی  از نگاه   بهار
 

دکترشهین سراج

 همواره از بهار به عنوان شاعر ستایشگر آزادی و   وطن،  یاد می شود. اما بحق باید براین عناوین، "ستایشگرفردوسی" را نیزافزود.  ستایشی که عمیقا روحیات بهار را تحت تأثیر قرار داده  بود.  برخورد این شاعر با آن خسروانی نامه سرای بزرگ، تنها از سرعشق او به زبان و ادب فارسی و یا میهن دوستی نبود. می توان گفت که بهار با فردوسی یک نوع گیرودارمعنوی داشت که از حد ستایش شاعری از شاعر دیگر در می گذشت و تبدیل به نوعی پیوند روحی وجوهری میشد. شاید یکی ازبارزترین نمونه های    پیوند روحی میان بهار و فردوسی را بتوان در مثنوی نقش فردوسی  یافت نمود. در این سروده، بهار رؤیا گونه ای را بیان می کند که درآن سروش را می بیند که به ایران زمین فرود  آمده و در جستجوی پاکی و نیک سرشتی به هرجا سر می کشد وهنگام بازگشت به عالم بالا، تنها  نشانه ای از پاکی  که می یابد همانا نامه ی فردوسی ست که آن ستوده نامه  را با خود به همراه می برد . ( نقش فردوسی. دیوان، ج دو، ص 1101)

 بهار رسالت و رنج و تنهائی و  آلام فردوسی  را درک می  کرد و گاه میان سرنوشت فردوسی به عنوان شاعری  که در قله ی درک عظمت و نگاهبانی ازمیراث فرهنگ و ادب نیاکانی ما ایستاده و خود که همین رسالت را در در ده قرن بعد بر  دوش گرفته بود، همسانی می دید تا بدانجا که  می توان گفت که بهار خود را دنباله گیر راه فردوسی درراه پاسداری از زبان فارسی و گردآورنده ی داستانهای مبارزات حماسی مردم ایران می دانست. شاید از سر همین همسانی باشد که در پند به رضاشاه و دعوت او به درک پایگاه خود به عنوان شاعری ملی، داستان فردوسی و سلطان محمود را گوشزد آن شاه خودکامه می کند.

 منما غضب بر اهل ادب تا نه نو شود

 فردوسی و ملامت محمود غزنوی ( دیوان ص 697)

         شیفتگی بهاربه فردوسی برذهن و زبان و شیوه ی کار این شاعرآنچنان تأثیری گذاشته است که   نمی توان  آن را نا دیده گرفت و به حق می توان غوررسی در این تأثیرگذاری را موضوع  پژوهشی گسترده قرار داد. در نگاهی کلی این تأثیرپذیری را می توان از دو زاویه ی عمده مورد بر رسی قرارداد:

نخست:  از دیدگاه پژوهشگر

 دوم: از دیدگاه شاعر

  • احمدرضا نظری چروده
۱۶
آبان

غزل شمارهٔ ۳

 
حافظ
 

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت

کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب

چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم

که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم

جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند

جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای جاویدان » شمارهٔ ۹۲ » (بیات زند) (۰۹:۰۵ - ۰۹:۴۰) نوازندگان: عبادی، احمد (‎سه‌تار) خواننده آواز: مرضیه سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: بده ساقی میِ باقی که در جَنّت نخواهی یافت

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

  • احمدرضا نظری چروده
۱۶
آبان

بررسی تصوف عابدانه و عرفان عاشقانه در غزلیات حافظ

دکتر علی دهقان ـ دکتر خلیل حدیدی ـ موسی احمدی

دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز/ دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز/ دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
دانلود مقاله

چکیده: تصوف که در آغاز شامل مفاهیمی خشک و ریاضتهایی سخت بود، در قرن سوم با پذیرفتن «محبت» به عنوان یکی از ارکان محوری، رنگ عاشقانه پذیرفت. با ورود عرفان و تصوف به عرصه ادبیات، گروهی به تدوین اصول تصوف عابدانه در آثارشان می پردازند و عده ای آثاری سراسر عرفانی همراه با شور و شوق عاشقانه پدید می آورند. در این میان حافظ مبدع مکتبی است که از اصول عرفان عاشقانه به همراه نگاهی انتقادی به تصوف عابدانه شکل گرفته است و از آن به مکتب رندی تعبیر می شود. اما اشعار حافظ را نمی توان یکسره از تصوف عابدانه تهی دانست. حافظ ضمن پذیرفتن تأثیری عظیم از مفاهیم قرآنی و تضمین ها و تلمیح های فراوان به آیات قرآن، در ابیات بسیاری عبادت، دعای صبح و آه شب، اصول اخلاقی تصوف و اندیشه های دیگری از تصوف عابدانه را نه با ابهام و بیانی رندانه و دوپهلو، بلکه به روشنی و به قصد تعلیم و توصیه به مخاطب خود، بیان می کند.

  • احمدرضا نظری چروده
۱۶
آبان

صلاح کار کجا و من خراب کجا

ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس

کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را

سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد

چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا

چو کحل بینش ما خاک آستان شماست

کجا رویم بفرما از این جناب کجا

مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است

کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا

بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال

خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست

قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا

 
  • احمدرضا نظری چروده
۱۵
آبان

غزل شمارهٔ ۱

 
حافظ
 

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید

ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید

که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر

نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ

متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

 
  • احمدرضا نظری چروده
۱۵
آبان

جامعه شناسی طنز حافظ

مقاله 9، دوره 2، 4 (74زمستان 1388)، زمستان 1388، صفحه 115-133  XML اصل مقاله (216 K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسنده
احمدرضا نظری چروده*
ندارد
چکیده
بزرگترین مصیبت عصر حافظ که مردم گریبانگیر آن هستند ریاکاری و تزویـر در دیـن و عرفـان اسـت و
نهادهای اجتماعی جامعه حافظ خود گرفتار این ریا و تزویر می باشند . نهادهایی مثل محتـسب، واعـظ، صـوفی،
زاهد و شیخ و فقیه و مدرسه، پادشاه و قاضی . هر کدام به اندازه قدرتی که در جامعه از آن برخوردار هستند، ریا و
تظاهر می ورزند و فسخ و فجور می کنند . حافظ با درایت و تیز بینی خاص خود همه اینان را در ترازوی نقد خـود
چنان ماهرانه می سنجد که هیچ کدام از دیده تیز بین او پنهان نمی ماند . حافظ شاعری رئالیست اسـت . بهتریـن
راه مبارزه را با این گروهها حربه ای به نام طنز می داند . طنز که رویه ای خنده آور و درون مایه ای نیش دار و بیـدار
کننده دارد، بهترین حربه حافظ برای در هم شکستن حقه بازی صوفی، فسق و فجور محتـسب، عجـب و غـرور
زاهد، نماز دروغین شیخ و مفتی و فقیه مدرسه و حرام خواری شان و رشوه گرفتن قاضی، طنز است . چرا که حافظ
می خواهد جامعه را از آلودگی ها پاک کند و در این کار به اوج موفقیت رسیده است
کلیدواژه ها
طنز؛ محتسب؛ صوفی؛ خرقه؛ زاهد؛ شیخ؛ واعظ؛ فقیه مدرسه؛ پادشاه؛ امام خواجه؛ قاضی


آمار
تعداد مشاهده مقاله: 897
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,386
  • احمدرضا نظری چروده
۰۸
آبان

دستور زبان فارسی و علم معانی « ندا و منادا » جایگاه
حسین آقاحسینی∗، محبوبه همتیان∗∗
و زهره مشاوری ∗∗∗
چکیده
یا « ند ا » از نوع انشاء طلبی شمرده شده است و به صرف ذکر حرف « جملههای ندا » در همه کتابهای بلاغی عربی و فارسی
در یک جمله، آن را انشاء طلبی به شمار آورده و دارای معانی و مقاصد « ندایی » و یا وجود آهنگ و لحن « ندا و منادا » حرف
ثانوی دانستهاند. مبحث ندا در زبان، موضوعی قابل تأمل است و با بررسی شواهد مشخص میشود، ندا اقسامی دارد که
نمیتوان برای همة آنها حکم واحدی صادر کرد؛ زیرا هر کدام ویژگی های خاصی دارد که هم از جهت قواعد دستور زبان
فارسی و هم از جهت مقاصد ثانوی نیازمند تأمل و بررسی است. در این گفتار ابتدا اقسام ندا با تکیه بر دستور زبان فارسی
دستهبندی میشود و با توجه به ویژگی های هر یک پیشنهادهایی در این تقسیم بندی مطرح میگردد؛ سپس با توجه به با ر
معنایی هر یک دربارة مقاصد ثانوی آن نیز مطالبی ارائه میشود. در این مقاله کوشش شده است به پرسشهای زیر پاسخ
مناسبی داده شود.
که برای ندا به کار میرود همواره حرف ندا به شمار میآید؟ « ا» و « یا » ،« ای» -1 آیا حروفی مانند
-2 آیا در زبان فارسی اقسام متفاوتی برای منادا وجود دارد؟
دارای مقاصد ثانوی است یا این مقاصد بر اساس « منادا » و « ندا » -3 آیا براساس تعریف ندا در کتب بلاغی، همواره لفظ
جملات پس از ندا مشخص میشود؟
کلید واژه ها: بلاغت، معانی، انشاء طلبی، جملة ندایی، ساختار دستوری، معانی ثانوی
مقدمه
در بسیاری از کتاب های بلاغی، جملههای ندایی برای طلب اقبال و توجه مخاطب تعریف شده و مثال هایی برای ندا با حروف مختلف
آمده است. در این کتاب ها ذکر شده است که گاهی ندا در غیر ندا استعمال میشود و گاه مقاصد بلاغی و اغراض خاصی دارد که در
تستعمل صیغه فی » کتاب هایی چون التلخیص، مطول، مختصر، هنجار گفتار، معالمالبلاغه، و دررالادب از این معانی ثانوی با تعبیرهای
112 ) یاد شده است و در کتاب های جدیدتر چون طراز : تقوی، 1363 ) « استعمال ندا در غیر ندا » 172 ) یا : قزوینی، 1350 ) « غیر معناه
در ندا گاه مقاصد بلاغی و » : سخ ، ن معانی و بیان علوی مقدم و اشرف زاده، معانی و بیان جلیل تجلیل و امثال آن، این گونه آمده است
114 ) و مانند سایر اقسام جمله برای آن معانی مجازی، مقاصد بلاغی یا اغراض : صادقیان، 1382 ) « اغراض خاصی دیده میشود
h.aghahosaini@gmail.com ∗ استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
∗∗
m.hemmatiyan@gmail.com دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
∗∗∗
z.moshaveri@gmail.com دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
92/5/ 91 تاریخ پذیرش: 13 /4/ تاریخ وصول: 30
فنون ادبی (علمی- پژوهشی)
دانشگاه اصفهان
1- سال ششم، شماره 2، (پیاپی 11 ) پاییز و زمستان 1393 ، ص


  • احمدرضا نظری چروده